تبلیغات
بهانه های غربت - دل نوشته

بهانه های غربت

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگارفکری به حال خویش کن این روزگار نیست

 

دل نوشته

 

نوشته شده توسط:مهدی احمدی یگانه

نمیدونم چقدر از داستان شمس و مولانا رو شنیدید؛

نمیدونم چقدر تو عمق رابطه ی این دو نفر نفوذ کردید؛

نمیدونم چقدر از رابطه ی محمد(ص) و علی(ع) میدونید؛ (اون "ص" و "ع" رو فقط واسه این گذاشتم که بدونید کدوم محمد و علی رو میگم...  ریا نشه )

علی درباره ی رابطه اش با محمد میگه:" نسبت من به محمد مثل نسبت بچه شتر به مادرشه که دائما دنبال مادر میدوه و همیشه در کناره مادره"؛

داستان شمس و مولانا، داستان زندگی همه ی ما آدم هاست؛ هر کدوم از ما یک مولانا هستیم که به یک شمس نیاز داریم؛ یک علی هستیم که به یک محمد نیاز داریم تا تسلیم و مطیع و رام اون باشیم مثل بچه شتری که تسلیم مادرشه؛ البته شیطنت میکنه، بازی میکنه، اما در نهایت آغوش مادر واسه اش سکینه است و حرف مادر حجته...( قربونتون برم فقط با مصداق ها تون تو این دل نوشته های من گُه نزنید من اصلا منظورم اونی نیست که به نظر میاد...) خلاصه مخلص کلام اینکه من شمس زندگی خودمو پیدا کردم و این شعر رو بهش تقدیم میکنم:( اگه ریا نشه شعر مال خودمه)  

به امید روزی که شما هم شمس زندگیتون رو پیدا کنید

شاه   پیاله  نوش   ما   بی کُله است و  بی نشان

بی  کُلهی   کُلاهشان     بی   خبری      نشانشان

در  تب و تاب  منزلش  تاب و توان چو   می رود

دیده  به خاک  منظرش  می کِشدم    کشان کشان

جمله  گناه  اهل  دل    در  حرمش      در   آمدن

در  حرمش  در آمدی    آتش  دل     فرو    نشان

گوش فلک بسی پر است از کم و بیش این  جهان

بیش  و  کمش رها کن و  خنده به لب  دمی نشان

منتظریم  و  خسته  از    باده ی  روز    لم   یزل

منتظران  نمی کند    چاره ای   اشک  و  آهشان  



Where is the Achilles heel?
سه شنبه 28 شهریور 1396 05:27 ق.ظ
Hi colleagues, its great post concerning cultureand completely defined,
keep it up all the time.
Can Pilates make you look taller?
جمعه 17 شهریور 1396 10:17 ق.ظ
Hello there, I discovered your site by the use of Google while looking for a similar subject, your web site came up, it looks great.

I've bookmarked it in my google bookmarks.
Hi there, simply turned into aware of your blog via Google, and found
that it is really informative. I am gonna watch out
for brussels. I'll appreciate should you continue this in future.

Lots of other folks might be benefited out of your writing.
Cheers!
How does Achilles tendonitis occur?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 01:11 ق.ظ
If you would like to increase your familiarity only keep visiting this
web page and be updated with the hottest information posted
here.
agnusmincy.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:36 ق.ظ
We stumbled over here by a different web address and thought I may
as well check things out. I like what I see so now i am
following you. Look forward to going over your web page again.
camilledeconti.blog.fc2.com
جمعه 13 مرداد 1396 07:39 ب.ظ
Aw, this was an exceptionally nice post. Spending some time and actual effort
to make a superb article… but what can I say… I procrastinate
a whole lot and never manage to get anything done.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 04:01 ب.ظ
Excellent way of telling, and nice piece of writing to obtain facts about
my presentation subject, which i am going to deliver in institution of higher education.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 07:35 ق.ظ
I needed to thank you for this very good read!!
I absolutely loved every little bit of it.
I have got you book marked to look at new things you post…
مهدی
یکشنبه 13 تیر 1389 08:55 ب.ظ
من شمس زندگیمو پیدا کردم ولی زودتر از اونی که فکر میکردم از دستش دادم....حالا باید یه شمس دیگه پیدا کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ مهدی احمدی یگانه : من فکر میکنم شمس توی یک انسان خلاصه نمیشه اصلا شمسی که از دست بره از همون اولش هم شمس نبوده، به هر حال شمس هم زمان کمی رو با مولانا بود اما اثری که بر جریان زندگی مولانا گذاشت تا آخر عمر مولانا ادامه پیدا کرد؛ شمس در روح و قلب مولانا حضور داشت؛ لحظه به لحظه؛ نه حضور فیزیکی بلکه حضور روحانی؛ تو هم اگر واقعا شمس زندگیت رو پیدا کردی باید بدونی مرحله ی دیدن شمس اغاز راهه اما اون چیزی که من تجربه کردم اینه که ادامه ی راه چه لحظاتی که همراه شمس هستی چه لحظاتی که بدون شمس ادامه میدی خیلی شیرین تر و پرشورتره و مبادا تو مرحله ی درک شمس بمونی؛ باید خودت هم بلند شی و سخن تازه ی خودت رو بگی. متاسفم که نمیتونم حسم رو خوب منتقل کنم اما همینقدر بگم اون چیزی که از تو به عنوان خیر ترشح میشه خیلی با ارزشتر و لطیف تر و باشکوه تر و شورانگیز تر از اون چیزیه که در شمس میبینی حتی اگه قطره ای در برابر دریا باشه. دلتنگی و غم دوری همیشه هست اما به قول شاعر "شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش---- ما را برای سوز و گداز آفریده اند" در آخر یک بیت از مولانا رو بهت تقدیم میکنم:
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو


موفق باشی
وحید
یکشنبه 13 تیر 1389 04:13 ب.ظ
داری تو وبلاگ نویسی چیره دست میشی
من نمیدونستم این شعر خودته
واقعا شعر تاثیر گذاریه
20
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر